تبليغاتX
دل نوشته
دل نوشته های پروانه برار پور

استاد : سلام

ياد آن روزها به خير كه بر نيمكت چوبي كلاس

مي نشستيم و چشمان منتظر من آماده شنيدن انديشه ي

ناب تو بود‌، وتو چه آرام و موقر آيات و ا حاد يث

در ادبيات فارسي را به من آموختي و رد پاي

معنويت ، عقيده و مذهب را بر شاهد مثالهاي

فارسي مو شكافانه من جستي ....  لحظه ها ،

ثانيه ها ودقايق مي گذشتند اما من محو دانش و

بيان و انتخاب زيباي ا بيات و كلام عارفانه ي تو

بودم و حاضر نبودم آن لحظه ها ي ناب را واگذارم

چه كلاس بوي خدا ميداد ورد پاي خدا درتمام

لحظات محسوس بود... بچه گي ها ي ما را تحمل

مي كردي و تا پايان آن سالهاي دانشجويي راهنما

و همراه مهربان من بودي به خاطر همه ي آن

مهرباني ها ، گذشتها و همه ي آن درسهايي كه

به من آموختي از تو سپاسگزارم و مي خواهم

بدانيكه در ذهن دانشجويانت و شاگردان حقيري

چون من هميشه ماند گاري . چه انديشه ي ماندگاري

و جاودانگي را تو به من آموختي .... سپاس و باز

هم سپاس

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 20:12  توسط پروانه برار پور  |